تبليغاتX
::. نشریه دانشجویی چشمها .:: - جرم بدون مجازات

همه روزه ميليونها انسان در تلاش يافتن شريكي براي زندگي هستند تا عشق را تجربه كنند و با مهر و عشق، زن و مرد پيوند زندگي مشترك مي بندند، با هزاران هزار آرزو به دنبال نيمه گمشده خود هستند تا دوباره متولد شوند و زندگي خود را در كنار كسي كه عاشقانه دوستش دارند و همدم و همراه خود مي دانند، ادامه دهند. خانواده اي جديد براي خود داشته باشند وخود را آماده ي وظايف و مسئوليتهاي فراوان مي كنند به اميد آنكه زن و مرد هردو دست در دست هم پايه هاي زندگيشان را محكم و فرزندان خود را براي جامعه پيروز وسربلند تربيت كنند.
ولي افسوس وصد افسوس كه به دنبال همين آمال و آرزوها و زندگيهاي مشترك و شكل گرفته، هرساله ميليونها زن و شوهر نيز از هم جدا مي شوند و از انتخابها وحتي آرزوهايي كه بر دل داشتند پشيمان مي شوند و فقط به دنبال راهي هستند تا به ادامه اين زندگي دردناك و وحشيانه پايان دهند به طوري كه طي چند سال اخير به وسيله رسانه هاي گروهي (در روزنامه، ،مجله، تلويزيون ،راديو ، و...) شاهد حوادث و واقعياتي تلخ بوده ايم .
زن جواني كه ازسوء ظن همسرش به ستوه آمده بود با ريختن بنزين برروي خود اقدام به خودسوزي كرد.
مردي خشمگين در مقابل ديدگان وحشت زده ي دخترش همسرش را با ضربات چاقو به قتل رساند.
زن باردار با ضربات ممتد از سوي همسرش كودك خودرا از دست داد و دچار بيماري داخلي شد .
خشونت خانوادگي يا خانگي از دهه هفتاد به عنوان يك معضل اجتماعي در دو بعد كودك آزادي وخشونت زناشويي مورد برسي قرار گرفت . جليس متخصص جامعه شناسي اظهار دارد كه مسئله خشونت و بي رحمي درخانواده انعكاسی از جامعه خشن و بي رحم ماست .
پرخاشگري يك گرايش فطري است و انسانها اساساً از طريق پرخاشگري تحريك مي شوند .افرادي كه رفتار خشونت آميز از خود نشان مي دهند داراي شخصيت دفاعي و وجدان نارسا مي باشند.
يكي از رايج ترين انواع خشونت ، خشونت خانگي عليه زنان است كه ممكن است جسماني ،جنسي ،رواني و یا عاطفي باشد. متأسفانه خشونت عليه زنان نوعي بيماري همه گير جهاني است كه در سكوت پيشروي مي كند وهمه مليت ها كم وبيش به آن مبتلا هستند.
خشونت عليه زنان به چند شكل ديده مي شود:
1) خشونت فيزيكي وجنسي كه در خانواده رخ مي دهد مانند كتك زدن و سوء استفاده جنسي
2) خشونتی كه توسط دولت ها رخ مي دهد مانند :وضع قوانيني كه موجب خشم مي شود مثل :اجبار به عقيم كردن ،اجبار به سقط
3) خشونتي كه در اجتماع رخ مي دهد مانند : آزار واذيت جنسي و مزاحمت هاي در محيط كار
4) خشونت فرهنگي، گاهي آداب و رسوم فرهنگي نوعي از خشونت را به زن اعمال مي كند اين فرهنگ شامل آداب و رسوم خاصي است كه در برخي مناطق وجود دارد مانند: محدوديتهایي براي زنان بيوه. اين خشونت ها عواقبي را نيز به دنبال دارد.
عواقب غير كشنده خشونت عبارتند از :
عوارض رواني ،اضطراب، افسردگي، ترس ،كاهش اعتماد به نفس، مشكلات جنسي، اختلال درخواب وخوراك و اختلال در ايجاد ارتباط و عواقب كشنده آن كه شامل عوارض فيزيكي مثل شكستگي ، آسيب به اندامهاي داخلي،   بيماري هاي التهابي ، عفونت ،آسم ،خودكشي ،ديگر كشي وايدز مي شود.
پيرامون اين مسئله طي مصاحبه اي كه با آقاي اكبر فرشيدنژاد كارشناس ارشد روانشناس باليني در دانشگاه علوم پزشكي اصفهان مركز پزشكي الزهرا داشتيم نظر ايشان را در اين باره جويا شديم. آقاي فرشيد نژاد تنبيه بدني شديد و مكرر و سوء رفتار همسر را همسرآزاري تعريف كرد و علل و عوامل همسرآزاري را مشكلات اجتماعي بخصوص اعتياد، مشكلات شخصيتي ،اخلاقي، رواني و حتي تبليغ دادن اطلاعات غلط مي دانند.
و اما در فرهنگ سنتي ايران ، زنان تا به اصطلاح كارد به استخوانشان نرسد لب به اعتراض باز نمي كنند. درنظام فكري مرد سالاري خشونت مردان در خانواده طبيعي محسوب مي شود و به زنان مي قبولانند كه زن با لباس سفيد به خانه بخت آمده و با كفن سفيد از خانه بيرون مي رود.در مقابل اين افكار و عقايد اين خشونت ها به خشونت پنهان نيز تبديل مي شود. آثار خشونت فيزيكي معمولاً قابل مشاهده است اما در مقابل خشونت هایي وجود دارد كه آثار مخرب آن به چشم نمي آيد ولي عملشان بسيار دشوار است مانند: دروغ گفتن ، نفقه ندادن ،جداكردن زن از كودكان، فاميل و دوستانش و...
طبق آمار كمتر از 35 درصد خشونت هاي خانگي به پليس گزارش مي شود كه از علل پنهان نگه داشتن اين خشونت ها مي توان به وجود نداشتن قانوني به نام خشونت خانگي اشاره كرد كه نه قانوني براي تعيين مجازات دارد و نه قانوني براي نحوه رسيدگي به جرم .
همسر آزاري در جامعه ما نوعي جرم بدون مجازات است كه همه آن را محكوم مي كنند ولي تاكنون كمتر مردي به اين جرم محاكمه و مجازات شده است. 9/87 درصد زنان متاهل شهر تهران از همسر آزاري رواني و 47/9 درصد نيز از همسر آزاري جسمي رنج مي برند اين آمار را دكتر حسن شمس اسفند آبادي عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي وتوانبخشي ارائه كرده است .
يافته هاي او نشان مي دهد كه با افزايش سن زوجين و مدت زمان ازدواج ميزان همسر آزاري افزايش مي يابد. همچنين ميزان همسر آزاري در مرداني كه زنانشان داراي تحصيلات ليسانس وبالاتر هستند كمتر از زنان كم سواد وبي سواد است ، از سوي ديگر ميزان همسر آزاري در مرداني كه تحصيلات پايين تر از ديپلم دارند نيز بالاتر از مرداني است كه داري تحصيلات بالاتر هستند اين تحقيق ارتباط معناداري را بين ميزان همسر آزاري و درآمد خانواده نشان مي دهد و همچنين طبق گزارشات بدست آمده در سال 1378 ميزان همسر آزاري در اصفهان 17درصد عنوان شده است كه ساير بررسي ها نشان داده خشونت هاي رواني رايج تر از خشونت جسمي در كشور ما بوده كه 1/63 درصد از زنان آسيب ديده از قهر وكم محلي، 5/37 درصد تحقير وسرزنش، 30 درصد شنيدن الفاظ ركيك از سوي
همسر، 8/18 درصد ندادن خرجي و محروميت مالي،     5/17 درصد بدبيني، 6/15 درصد نداشتن اجازه خروج از منزل، 19 درصد قطع رابطه جنسي، 3/11 درصد ممانعت از اشتغال، 9/16 اخراج از منزل رنج مي برند.

 همسر آزاري اينجا، آنجا ،همه جا
همسر آزاري منحصر به طبقه و قشر خاصي نيست و در همه طبقات و قشرهاي اجتماعي به چشم مي خورد در طبقات بالا، پايين، بي سواد، با سواد ... به طوري كه در بررسي هاي انجام شده توسط وودوكمپل عنوان شده همسر آزاري در تمام نژادها، فرهنگ ها و مذهب ها مشاهده شده است به نحوي كه يك سوم كل زنان در بخشي از زندگيشان تحت سوء رفتار قرار مي گيرند كه در كشور ما بيشترين خشونت و همسر آزاري در مناطق روستایي ديده مي شود. چون اين زنان به دليل ناآشنايي به حقوق خود به عنوان يك زن و يك انسان، براي حفظ كانون گرم خانواده و باترس از بي آبرويي انگشت نما شدن، تمام آزار و اذيت ها را تحمل مي كنند.
همسر آزاري مدرن :
درسالهاي اخير نوعي از آزار همسر در جامعه ما مد شده است . امروزه خانم ها با تلاش و با استفاده از امكانات سالم اجتماع از نظر شخصيتي، اجتماعي، شغلي، مالي و... براي خود قلمروي ساخته اند و در بخشي از جامعه قسمتهايي را به خود اختصاص داده اند اما با وجود چنين قدرتهاي ظاهري اين زنان در خانه قرباني خشونت و آزار هستند .
در اين خانوادها زن بيشتر از نظر روحي و كلامي مورد اذيت و آزار قرار مي گيرد و به دنبال اين موضوع براي اين گروه زنان درد و رنج اين همسرآزاري كمتر از آذيت و آزار جسمي نيست به طوري كه كارشناسان حقوق معتقدند در جامعه ما همسر آزاري دچار خلأ قانوني است و استناد به قوانين و مقررات عمومي در اين خصوص كافي نيست.
تاريخچه بدرفتاري با زنان طولاني است . باستان شناسان اجساد موميائي شده اي از زنان متعلق به 200 سال پيش را پيدا   كرده اند كه شكستگي جمجه ناشي از سوء رفتار داشته اند.
آمارهاي جهاني نشان مي دهند كه 90 درصد قربانيان خشونت خانگي زنان و حدود 10 درصد مردان هستند همچنين مرداني كه مورد خشونت زنان قرار مي گيرند پس از ترك زن با تهديد جاني مواجه نيستند اما دوره ي پس از ترك مرد براي زن بسيار خطرناك و پر از ترس ونگراني از آينده و عكس العمل بعدي مرد است.
سرتاسر دنيا ميزان مرگ و مير و ناتواني ناشی از خشونت علیه دختران و زنان در سنین باروری (15 – 44 سال) از میزان مرگ و میر و ناتوانی حاصل از سرطان، مالاريا، حوادث رانندگي و حتي جنگ بيشتر مي باشد .
امروزه بد رفتاري با زنان يكي از مسائل بزرگ بهداشت عمومي آمريكا به حساب مي آيد و يكي از عوامل عمده مجروح شدن زنان در سنين فعال باروري و سازندگي آنها مي باشد. به همين علت انجمن پزشكان آمريكا در سال 1991 درتلاش گسترده سعي كرده اند كه جامعه آمريكا و به ويژه پزشكان آن كشور را از ابعاد خشونت هاي خانوادگي اگاه سازند و نيز طبق اعلام سازمان زنان مسلمان ساكن آمريكاي شمالی، 10 درصد زنان مسلمان توسط همسران خود مورد سوء رفتار فيزيكي ،جنسي و رواني قرار مي گيرند كه سوء رفتار رواني شامل تهديد به طلاق، ازدواج مجدد، محدوديت هاي اقتصادي و جلوگيري از كار در خارج از منزل مي باشد و سوء رفتار جنسي به صورت اجبار در فعاليت زناشويي، تماس جنسي و مقاربت دردناك گزارش شده به همين خاطر و به دنبال آمار و ارقام اعلام شده در اكثر كشورها به تدريج زنان به منظور مبارزه با افكار و عقايد پوسيده و فرهنگ و رفتار نادرستي كه زير بناي خشونت مردان است اقدام به ايجاد مراكز فعال كرده اند و براي به تصويب رساندن قوانين لازم تلاش فراوان نموده اند. كه طبق آمارهاي منتشره تنها در آمريكاي لاتين اكنون 379 سازمان جداگانه براي مبارزه عليه خشونت هاي جنسي به فعاليت مشغولند گرچه اين مراكز از كارايي لازم برخوردار نيستند زيرا خشونت ها از نظر كمي و كيفي در حال فزوني است .
البته لازم به ذكر است كه در كشور ما هم سازمان دفاع از قربانيان خشونت، مراسم روز جهاني جلوگيري از خشونت عليه زنان را در مريوان از استان كردستان برگزار كرده اند كه اين مراسم در قالب دو كارگاه آموزشي مهارتهاي زندگي و ارتباط بدون خشونت با هدف توانمند سازي زنان برگزار شده است. اين سازمان ضمن اعلام انزجار خود از پديده ي همسر آزاري راهكارهایي را به اميد محو خشونت عليه زنان ارائه مي دهد كه آموزش، تغيير الگوهاي قانوني، بستر سازي فرهنگي ، تاسيس ارگانهاي مشورتي و حمايتي ، مداخلات قضایي وانتظامي در مورد همسر آزاري و آگاهي زنان از وجود مراكز حمايت كننده از اقدامات آنهاست .
جناب آقاي فرشيد نژاد هم در اين باره فرمودند مراكزي براي پشتيباني افراد آسيب ديده وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به مراكز بهزيستي و دادگاهاي خانواده اشاره كرد. وي اذعان داشت با آموزش و دادن اطلاعات، مطرح كردن در رسانه هاي جمعي و ایجاد مراكز حمايتي مي توان از اين پديده نا بهنجار جلوگيري كرد .
با توجه به شواهد و آمار و ارقام اعلام شده و با توجه به شيوع و گستردگي خشونت عليه زنان در اكتبر 1999 مجمع عمومي سازمان ملل پروتكل انتخابي بيست ماده اي را تصويب كرد كه پيمان نامه ي حذف تمام اشكال خشونت عليه زنان را خواستار شد واز مارس 2000 اين پروتكل توسط 32 كشور جهان امضاء گرديد و پيمان نامه ي حذف خشونت عليه زنان به عنوان يك سند بين المللي حقوق زنان و برنامه عملياتي ضد خشونت مطرح شد. اساسي ترين گامهايي كه بايد دراين راه برداشته شود عبارتنداز:
1) تجديد نظر در قوانين و لغو مواردی كه در گذشته عليه زنان و به منظور تبعيض و بي حرمتي به آنان وضع شده است .
2) گسترش مراكز ارائه خدمات درماني براي كمك به قربانيان خشونت.
3) تصويب واجراي قوانين شديد و موثر عليه هر گونه ضرب وشتم وتجاوز و سوء رفتار جنسي .
4)تربيت پرسنل ويژه به منظور مقابله با اعمال خشونت آميز و جلوگيري از گسترش اين اعمال .
5) ممانعت از انعكاس خشونت هاي بي مورد در رسانه هاي گروهي .
6) گنجانيدن موضوع هایي دربرنامه هاي تحصيلي درمورد وظايف اخلاقي و قانوني پدران و عدم تفاوت ميان زن و مرد از جنبه هاي انساني .
7)حل اختلاف روزمره به دور از خشونت و بالاخره اقدام در جهت تعيين اصولي كه خشونت عليه زنان را مردود بشناسد.
در پايان با وجود اين آمار و ارقام مطرح شده و راهكارهایي كه براي اين پديده نا بهنجار تعيين شده است، بسي جاي تأسف و تأمل است كه چرا دركشور ما با وجود اطلاع از اين مسائل و مشكلات و خشونت ها، اقدام به جلوگيري و حتي كاهش اين معضل اجتماعي نمي گردد. وباز از سوؤالهايی كه درحاشيه اين موضوع قرار مي گيرد مي توان به اين مورد اشاره كرد كه چرا كشور ايران خود را ملزم به عضو شدن در پیمان نامه ي جهاني حذف تمام اشكال خشونت عليه زنان در مجمع عمومي سازمان ملل نمي كند و يا چرا اين امر حياتي را محدود به شهرهاي كوچكي از جمله مريوان نموده است.
نهايتاً به اين مسئله پي مي بريم كه خشونت خانوادگي دركشور ما متأسفانه جرمي محسوب مي شود بدون مجازات و اين ناشي از خلأ قانوني است.

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر


منابع:
1)سوء رفتار در خانواده(نسبت به کودکان، زنان، سالمندان)  نویسنده:خسرو توکل عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ، محبوبه کریمی کارشناس ارشد پرستاری اطفال
2)راز بقاء خانواده - نویسنده: محمود نصیری
3)خانواده و تربیت فرزندان - احمد پدرام ، روانشناس بالینی
4)راهکارهای زندگی - نویسنده: فلیپ مک گروا - مترجم: حسین معارف وند
5)روش زندگی بهتر «راهی به سوی کامیابی» - نویسنده: لئو بوسکالیا - مترجم:گیسو ناصری
6)سایت همشهری آنلاین ، خشونت علیه زنان

+ نوشته شده در  87/06/15ساعت   توسط چشمها  |